أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

238

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

از بدن دفع شده باشد دوم وقت اضطرار بود و آن وقتى باشد كه در ان تاخير جائز نبود و در آنجا باسباب موانع فصد التفات نتوان كردن ديگر بدانكه از مباضع آنچه از كبد بود مضرت آن بسيار باشد از جمله آنكه چون كند بود و سطح رگ ملاسته دارد آن را نمىتواند ربودن و خطا مىكند منجر مىشود بعدم دست و وجع آن ديگر بدانكه اگر كسى خواهد كه رگ گشايد بايد كه به زودى نراند نيشتر را كه تا كه بلغزد آن سطح رگ بلكه برفق بر محاذى وسط رگ آن را راند تا بر وسط رگ درآيد ديگر آنكه اگر نيشتر را بعنف براند شايد كه بسبب عنف آن سر نيشتر شكسته گردد شكستنى مخفى و رگ را نتواند ربودن و اگر بدان سبب الحاح كنند از براى گشودن رگ موجب زيادتى گردد و ازينجهت باشد كه در اول فصد امتحان مىكنند كه نيشتر در جلد درآمده است يا نه و بر محاذى رگ واقع است يا نه از شر زلق نيشتر از رگ و زوال آن از علوق ايمن باشند ديگر بدانكه در غمز اگر غمز باستقصاء شود و امتلاء عروق ظاهر نگردد بايد كه فى الحال آن را ربط نكنند بلكه نوبتى رگ را نرم سازند باز بربندند و دوال را بر بالاى رگ بكشند و از نو ربطى كنند و مكرر اين عمل نمايند تا وقتى كه خون در رگ درآيد و رگ ممتلى شود بعد از ان نيشتر نزنند ديگر بدانكه غرض از تكرار بستن رگ و گشودن آن بود كه بطريق به دو جزء خون در رگ درآيد و باصبع تفحص آن كنند تا وقتى امتلاء ظاهر گردد بعد از ان نيشتر بر رگ زنند ديگر بدانكه بايد كه در وقتى كه نيشتر را خواهند كه بر رگ فرو برند ميان سر نيشتر تا رك بايد كه مسافتى نباشد كه دور بود بلكه سعى كنند كه نزديك سازند سر نيشتر را با رك تا خطا نيفتد بايد كه در وقتى كه نزديك ساختند كه نيشتر با رك زيادت دست را حركت مخالف ندهند كه از رگ تجاوز كند و بعصبى با شريانى رسد موجب آفتى شود و ضررى عظيم حادث شود ديگر بايد كه در وقتى كه نيشتر را كه آن را مبضع مىگويند چنان بگيرند در دست كه انحراف نپذيرد و آن‌چنان بود كه وسط نيشتر را بسر انگشت وسطى و ابهام بگيرند و انگشت سبابه را از براى تفحص رگ رگ بگذارند و غرض از گرفتن ميان نيشتر آن بود كه نيشتر در دست مضطرب نگردد ديگر بدانكه در وقت بستن دوال از براى كشودن رگ بايد كه ملاحظه كنند كه رگ بجانبى از جوانب مخالف ميل ندارد بعد از ان نيشتر فرو برند و الا كه اگر بجانبى ميل داشته باشد در راندن نيشتر خطا واقع مىشود ديگر بدانكه اگر رگ بسبب ربط و ميل درست شود فصد آن را به طول بايد كردن و الا كه اگر درست نشود به اين تدابير آن را بوريب بايد شق كردن ديگر ببايد دانستن كه كسى كه ربط رگى كند از براى فصد اول بايد كه منظر به حال جلد بدن و دست كند و فراحال آن جلد ربط و شد نمايد چنان كه اگر جلد صلب بود و غليظ ربط آن را سخت توان كردن و اگر جلد را لينتى باشد يا رخاوتى بود ربط را لين كنند و حال لحم را هم در ميان ملاحظه بايد كردن در امر كثرت و قلت و هزال و سمن ديگر بدانكه وقتى كه شهوت رگ مقصود عاصى شود و نتوان اختلاص آن كردن بفصد و فصد ضرورت بود بايد كه نضارت رگ را از ميان گوشت شق كرده بيرون آورند و آن را شق كنند و اين حال در ابدان قضيفه متحقق مىباشد ديگر بدانكه بعد از فصد گاهى ضرورت مىشود حوالى فصد را بشويند و تدبير آن‌چنان بود كه جلد را از حوالى ثقبت دور كنند و بركشند تا آب بر ثقبه نفوذ نكنند كه موجب ورم و عسر الحام و نزف دم شود ديگر بدانكه كسى را كه در بدن عرق بسيار بود و سبب آن امتلاء بدن باشد از خلط ديگر بدانكه او محتاج باشد بفصد و استفراغ خون و ديگر اخلاط ديگر بدانكه بسيارى باشند از محمومين و مصدوعين كه ايشان را بفصد حاجت باشد و پيشتر از تدبير فصد ايشان را اسهالى واقع شود طبيعى كه بدان سبب از فصد مستغنى گردند و خفته يابند بايد كه در امر فصد تامل كنند تا موجب ضعف نشود فصل بيستم در باب حجامت و تنقيه كه از ان حاصل مىشود آن حوالى جلد را زياده از تنقيه كه بفصد حاصل شود و آنكه از ان خونى رقيق مندفع شود زياده از استفراغ خون غليظ و منفعت آن در ابدان غليظت الدم اقل باشد و گويند نافع بود چرا كه خون غليظ مستفرغ نمىشود بلكه رقيق از ان مستفرغ مىگردد چنان كه اگر بيمارى در تپ ضعيف باشد بجاى فصد حجامت او را اولى باشد ديگر بدانكه عضوى كه ضعيف باشد در ان فصد روا نبود الا حجامت در اوائل ماه واقع نشود و در آخر ماه هم واقع نشود از جهت آنكه اخلاط در اول ماه ساكن بود و در اواخر ماه ناقص باشد و اما در ميان ماه متحرك بود و زائد پس در ان وقت حجامت مناسب بود بسبب زيادتى نور قمر و مدّ جو بر دماغ در كاسه سر و آبها در درياها و رودخانه‌ها و بهتر اوقات نهار از روز ساعت دوم بود از روز يا ساعت سوم از روز ديگر بايد كه نگهدارند حجامت را در چند وقت و بان اقتدام ننمايند يكى ابله بعد از حمام نكنند مگر آنكه خون غليظ باشد در بدن او كه بعد از حمام و استراحت بدن حجامت كند يكى از جماع و بعد از اسهال هم نكنند ديگر بدانكه بهترين اجزاء